بردباری

یه یک ماهی است که همراه استادم در دانشگاه آزاد (عکاسی) به عنوان دستیارشان هستم .


راستش زمان زیادی بود با انسان های هم سن و سال خودم برخورد نداشتم!!! (تا پیش از این همش با پیر پاتال ها سر کار داشتیم)

تو این کلاس استاد ۹ تا دختر و ۲ تا مرد هستند و این در نگاه نخست یعنی بهشت !

ولی پس از چندی دیگر صبر ادم لبریز می شه و به نقطه ی جوش می رسه (نقطه ی جوش عکاس ها بسیار بسیار بالا است ، ولی من این طور نیستم)

جلسه آخر بود که یکی از این دخترا صدام زد و گفت میکاییل بیا کمکم کن دوربین رو از سه پایه باز کن ، ناخون هام می شکنه .


متاسفانه من اون زمان به نقطه ی جوش رسیدم (با اینکه همشون رو دوست دارم) ، با صدای بلند و عصبی جلوی استاد گفتم : خب بشکنه ! اصلا همین الان خودت بشکونشون!!! ، ناخون هات رو بگیر ، دوربین تو است  و تو هم داری عکاسی می کنی ،

باید خودت اینکار رو بکنی ، یا خانوم باش یا عکاس !

استاد لبخند زده بود و برعکس بار های پیش هیچی به من نگفت!

عکاس خانوم که عکس عالی بندازه خیلی داریم ، ولی باید از این مرحله (دختر بابایی بودن) بگذرند.

 نمی دونم با این اتفاقی که افتاد استاد اجازه می ده ترم دیگه که عکاسی تبلیغاتی بر داشته دستیارش باشم یا نه .

اگر لازم باشه به پاشم می افتم که اجازه بده ، هر کاری می کنم.

مزدا اهورا به پیرانسال صبر و بردباری عطا بفرما .



رخش ۴


         

     photo by :  cecil beaton        



بی کسی

پروردگارا میدونم اگر چیزی توی زندگیم غیر قابل تغییر باشه همین تنهاییم است ، پذیرفتمش ، فقط...

این روزها احساس تنهایی بیشتر از گذشته آزارم می ده. توان تحملش رو هم بهم بده .

از کجا بخرم؟

می خواهیم برای یکی از نزدیکانمان آروسک (عروسک) بگیرم.  ولی از آن گونه آروسک های که دست می رود درون آروسک و می توان آن را به سخن گفتن یا حرکت کردن واداشت.

نمی دانم اینگونه آروسک ها را از کجا خریداری کنم.

اگر جایی را می شناسید ، لطفا من رو راهنمایی کنید.